لطف الله بن عبد الكريم كاشانى
154
تحفة الدستور ( فرهنگ اعداد كلمات ) ( فارسى )
سه حرف « 1 » : شش حرف : شرمنده . هشت حرف : كور يك چشم . نه حرف : پاك اعتقاد ؛ [ سرفرازان ] . [ 600 ] كلمات مشتمله بر ششصد عدد به ترتيب حروف . دو حرف : شش ؛ شش ؛ تر . سه حرف : شرق ؛ قشر . چهار حرف : شگرف ؛ قسمت ؛ عصمت ؛ تعلّق ؛ ثمين ؛ سرمش ؛ تصلّف « 2 » ؛ تعفّن . پنج حرف : متنعّم . شش حرف : نيم مست ؛ صدر شاه . هفت حرف : روشندلى . [ 601 ] كلمات مشتمله بر ششصد و يك عدد به ترتيب حروف . سه حرف : تار ؛ شاش . چهار حرف : اشقر ؛ راقش « 3 » . پنج حرف : شاسرم ؛ قراقر . شش حرف : مناشير ؛ [ ترا ؛ ملكستان ] . [ 602 ] كلمات مشتمله بر ششصد و دو عدد به ترتيب حروف . سه حرف : تبر ؛ بتر ؛ ترب ؛ شپش . چهار حرف « 4 » : پنج حرف : اشراق . شش حرف : انتفاع ؛ مقاسات ؛ اعتصام . هفت حرف : محمد تقى ؛ استعمال ؛ استيناف ؛ [ پرت ] . [ 603 ] كلمات مشتمله بر ششصد و سه عدد به ترتيب حروف . چهار حرف : ثاقب ؛ تبرّا ؛ ابتر ؛ رابت ؛
--> ( 1 ) . جاى واژه در هردو نسخه نانوشته است . ( 2 ) . هردو نسخه : تصلّت ؛ كه خطاست ، تصحيح قياسى . ( 3 ) . از واژههاى كشاورزى منطقهء كاشان است كه در گويش مردم به كار مىرود و به معنى كشت صيفىجاتى است كه در آغاز بهار كشت مىكنند و محصول آن زود به دست مىآيد كه در مقابل واژهء « وركش » به كار مىرود و اصطلاح « وركش » به صيفىجاتى كه محصول آنها در اواخر تابستان به دست مىآيد گفته مىشود . ( 4 ) . جاى واژه در هردو نسخه نانوشته است .